محدوده سبز در آبي يكدست
از گرما و كريستالهاي مرمرين نمك و چشمههاي داغ و شور و دلفينها و لاكپشتهاي
پوزه عقابي كه گذشتيم، به روستاي لافت در شمال شرقي جزيره رسيديم. روستايي
كه بندر دارد و من از آن فقط، يكي دو بادگير سپيد و بلند را در عكسهاي آرشيوي
روزنامه ديده بودم. لافت، به شهرهاي قصه هزار و يك شب ميماند. همه خانههايش
سپيدند و بادگيرهايي بلند و بزرگ دارند كه كم جانترين بادهاي رو به دريا را
ميمكند و داخل خانههايي ميكنند كه ساكنانشان هر روز ميتوانند از پشت پنجرههاي
رو به دريايشان، پنهان شدن جنگلهاي حرا را در مد ببينند كه با جزر، تاج، ساقهها
و ريشههايشان آشكار ميشوند.
با دوربين زوم ميكنم روي پرندگاني كه بيخيال ما و قايقهاي موتوري سرگردان روي
آب شناورند يا در ساحل آرميدهاند. پرندههاي مهاجر و رنگارنگ جزيره، انگار به
غريبههاي دوربين به دست خو گرفتهاند و به همين خاطر ديگر در پناه برگهاي سبز
درختان حرا پنهان نميشوند و مسافران ذوق زده را تماشا ميكنند. جنگلهاي پر راز
حرا هم جزيي از هفت جاذبه گردشگري قشم است.
هر صفحه آن تقويم يك چاه است
دلنشيني لافت فقط به بندر آرام و جنگلهاي حرايش نيست، آنها كه به لافت سفر ميكنند،
قلعه پرتغاليها را هم ميبينند و آب انبار بزرگ جزيره را با مناره و گنبد
بزرگ و سپيدش، اما مسافراني كه لافت را نميشناسند شب نبايد بيبلد راه به آن
نزديك شوند، چون در حاشيه روستا 365 حلقه چاه عميق بيسرپوش هست كه اهالي به آنها
چاههاي طلا ميگويند.چاههاي لافت، صفحات تقويم سال كبيسهاند روي زمين؛ نياكان
لافتيها در گذشته، ميان صفحات تقويم زمينيشان ميگشتهاند و از هر صفحهاش ـ كه
سوراخي در دل زمين بوده است ـ آب بيرون ميكشيدهاند. اين را رئيس ژئوپارك قشم هم
تاييد ميكند: «در گذشته مردم براي تهيه آب شيرين در هر يك از روزهاي سال سراغ
يكي از چاهها ميرفتند. هنوز هم بعضي چاهها براي تهيه آب استفاده ميشوند.»
نظرات شما عزیزان: